0
04136674922

۵ اصل طلایی برای موفقیت در مصاحبه دکتری

 

 

این روزها بحث مصاحبه دکتری در اکثر دانشگاه های کشور و بین پذیرفته شدگان مرحله اول آزمون دکتری بسیار داغ است. پذیرفته شدگان حتماً اطلاعات گوناگونی از سوالات مصاحبه و نحوه ی آمادگی برای روز مصاحبه کسب نموده و به خوبی می دانند که چگونه خود را برای این جلسه ی مهم آماده کنند. در این نوشته، چند نکته ی مهم و کلیدی برای موفقیت در مصاحبه دکتری تقدیم کاربران محترم عصر مواد می شود. پیش فرض این نوشته آن است که شما شناخت کافی از دانشگاه و اساتید حاضر در جلسه ی مصاحبه کسب کرده اید، تسلط کافی بر پایان نامه کارشناسی ارشد خود دارید و بسیاری از توصیه های روتین سایر اشخاص و مقالات را هم رعایت کرده اید. 

 

 

ادغام، ۵ اصل طلایی:

 

معمولاً در ابتدای جلسه از شما درخواست می شود که خود را معرفی کنید. این معرفی بیشترین تاثیر را در ذهن اساتید دارد. سعی کنید از این فرصت به بهترین نحو ممکن استفاده کرده و در بهینه ترین زمانی که نه اساتید خسته شده و مجبور به قطع حرف شما شوند و نه حرف مهم ناگفته ای از معرفی شما باقی بماند، به معرفی سوابق تحصیلی و پژوهشی خود بپردازید. این نکته را به خاطر داشته باشید که در روز کاری مصاحبه، بیشترِ اساتید بخصوص اساتید میانسال و پیرسال از نشستن در یک جا و شنیدن حرف های بعضاً تکراری داوطلبان خسته می شوند و فکرشان از جلسه بیرون می زند و جز آوایی از صوت داوطلبان، چیزی از صحبت های آن ها به گوششان نمی رسد! پس باید کاری بکنید که معرفی و توضیحات شما متفاوت از توضیحات سایر داوطلبان باشد. به عبارت خیلی ساده تر (البته با عرض پوزش از اساتید عزیزمان)، باید کاری کنید تا خواب از چشم این گروه از اساتید بپرد و شش دانگ حواسشان متوجه شما و نوع معرفی و توضیحات متفاوت شما باشد. برای یک معرفی متفاوت، چه کار باید بکنید؟!

 

اگر دنبال پاسخی برای این سوال هستید، در جلسه مصاحبه از ۵ اصلی که من نام آن را “ادغام” گذاشته ام، غافل نباشید. ادغام مخفف ۵ اصل مهمی است که می تواند تاثیر فوق العاده ای بر جذابیت و تمایز مصاحبه شما و دیدگاه بسیار مثبت اساتید نسبت به شما داشته باشد. این ۵ اصل عبارتند از: اعتبار داشتن، بیان داستانی، غیر منتظره بودن، احساسی بودن و ملموس بودن توضیحات، گفته ها و اطلاعات شما.

 

 

  • اعتبار داشتن

 

حرف های شما باید اعتبار داشته باشد یعنی توسط عموم اساتید قابل قبول و معتبر تشخیص داده شود. برای این منظور، حرف های قلمبه سلمبه ای نزنید که نشانی در سوابق تحصیلی و پژوهشی شما نداشته باشد. در بیان موفقیت های خود زیاده روی و غلو نکنید، از زرنگ پنداری خود حتماً اجتناب کنید، از پاسخ های بی ربط و به عبارت ساده تر پیچاندن بپرهیزید، دروغ نگویید و حتی ملغمه ای از راست و دروغ هم تحویل اساتید دنیا دیده ندهید. در خصوص پایان نامه و مقالات خود هم چیزی نگویید که اعتبار آن توسط عموم اساتید زیر سوال است. حتماً برای موفقیت های خود نیز مستنداتی از قبیل گواهینامه ها، تصدیق نامه ها، تصویر مقالات، تشویق و تشکرها، ریز نمرات و غیره همراه داشته باشید و آن ها را هم در حین صحبت نشان اساتید دهید.

 

 

  • بیان داستانی

 

سعی کنید موفقیت های تحصیلی و پژوهشی، فعالیت های علمی، تلاش های خود برای به ثمر رساندن پایان نامه ی ارشد و ارتباطات خود با استاد راهنما، سایر اساتید، مسئولین کارگاه ها و آزمایشگاه ها و سایر دانشجویان را در قالب خاطره و داستان کوتاه واقعی و جذاب تعریف کنید. برای مثال بگویید: یادم هست که یک بار آقای دکتر رشیدی (استاد راهنمایتان) از من خواست تا تاثیر فلان پارامتر را هم بررسی کنم، با این که از موضوع پایان نامه ام فراتر می رفت، به دلیل علاقه ای که به این کار و اطمینانی که به آقای دکتر داشتم، با جدیت این کار را پیگیری کردم و برای به سرانجام رساندن آن به فلان دانشگاه و پیش فلان استاد هم رفتم، فلان مقالات را هم خواندم و فلان کارها را هم انجام دادم … یا مثلاً بگویید: در طول مدت انجام پایان نامه، سعی کردم رابطه ای کاملاً استاد شاگردی با آقای دکتر رشیدی برقرار کنم و گمان می کنم در این کار موفق هم بودم، من تشنه یادگیری از تجربیات و دانش استاد بودم و ایشان بزرگوارانه راهنمایی ام می کرد و گره از کار من می گشود، بد نیست این را هم بگویم که استاد یک بار به من فرمودند که یک قرادادی را با فلان نهاد/شرکت برای انجام پروژه بسته ام و می خواهم که تو هم در این پروژه همراه من باشی. من با افتخار قبول کردم و فلان کارها را در راستای این پروژه به سرانجام رساندم. اگر اساتید محترم تایید می فرمایند (نگاهتان را به سمت تک تک اساتید بچرخانید) پیشنهاد می کنم با آقای دکتر رشیدی تماس گرفته شود و راجع به من از ایشان هم سوال شود (با اینکه این تماس هرگز گرفته نمی شود ولی بیان آن تاثیر فوق العاده ای دارد). البته آقای دکتر لطف فرموده اند و توصیه نامه ی مفصلی هم نوشته اند که البته توصیفات ایشان بیشتر بیانگر لطف و محبت استاد است و گرنه من لایق این همه محبت نیستم …

 

بد نیست اینجا به خاطره ای از مصاحبه شغلی ام با مدیرعامل یک شرکت معتبر و درجه یک در هنگام استخدام اشاره کنم: در مصاحبه ای که با این مدیر عامل محترم داشتم ضمن بیان داستانی از حضور و موفقیت هایم در شرکت های قبلی، نام مدیر عامل، قائم مقام و مدیر واحدمان در کارخانه ی معروفی که قبلاً در آن کار می کردم را بردم که خوشبختانه ایشان از مدیر عامل و قائم مقام آن مجموعه شناخت داشتند. پس از اینکه خیلی محکم و با اعتماد به نفس از ایشان درخواست کردم که برای اطلاع از وضعیت شغلی و روحیات کاری من حتماً دستور دهند تا با مدیران قبلی ام تماس گرفته شود، بلافاصله ایشان گفتند که بسیار خوب شما تشریف ببرید، من با آقای فلانی (مدیر واحد) صحبت می کنم تا مشغول به کار شوید. فردای آن روز نیز از میان گزینه های فراوان، من تنها کسی بودم که با او تماس گرفته شد و مشغول به کار هم شدم.

 

 

  • غیر منتظره بودن:

 

سعی کنید از توضیحات و صحبت هایی بهره بگیرید که برای اساتید حاضر در جلسه غیر منتظره و به عبارت ساده تر سورپرایز باشد. موارد غیر منتظره بهترین راهکار برای جلب توجه مستعمین است. برای مثال پیشنهاد می شود هنگام ورود به اتاق جلسه و پس از نشستن روی صندلی، با تک تک اساتید سلام و علیک و احوالپرسی کنید و در معرفی خود، خیلی کوتاه، از احساستان برای حضور در این جلسه، از شغل پدر و مادرتان، از تحصیلات و شغل خواهر و برادر و همسرتان و از اساتیدی که زیاد دوستشان دارید نام ببرید. در کنار این شروع غیر منتظره که از کمتر کسی شاید سر بزند و یک حس صمیمیتی را در جلسه حاکم می کند، پیشنهاد می شود در توضیح پایان نامه و کارهای پژوهشی و یا تدریس خودتان از همین عامل غافلگیری، غیر منتظره بودن و حس تعلیق (طرح سوال، مکث کوتاه و پاسخ) کمک بگیرید. برای مثال می توانید بگویید: در انجام کارهای عملی پایان نامه به فلان مشکل برخوردیم، به نظر می رسید به بن بست رسیده ام، آقای دکتر رشیدی گفتند بن بستی وجود ندارد، برو راهی پیدا کن! از چه راهی می توانستم از پس این مشکل بر آیم؟ یک مکث کوتاهی بکنید، نگاهتان را به سمت همه اساتید بچرخانید و بلافاصله راهکار خودتان را توضیح دهید.

 

به عنوان مثال دیگر می توانید بگویید پس از مشخص شدن نتایج کاری که من در پایان نامه ارشد خود انجام دادم، آقای دکتر رشیدی قراردادی در همین زمینه با وزارت دفاع بست که من هم در انجام آن مشارکت داشتم. شاید مبلغ این قرارداد برای شما هم جذاب باشد. باز یک مکث کوتاهی بکنید، نگاهتان را به سمت همه اساتید بچرخانید و با تغییر لحن خود بگویید: ۲۰۰ میلیون تومان، بله ۲۰۰ میلیون تومان.

 

به عنوان مثال آخر می توانید بگویید در پایان نامه ای که من کار کرده ام، از فلان موارد نتیجه نگرفتیم. البته این موارد را ما نه تنها کنار نگذاشتیم بلکه بهره برداری ویژه و متفاوتی از آن ها کردیم. شاید برای شما هم سوال باشد که راهکارمان در برخورد با این موارد چه بود؟ باز یک مکث کوتاهی بکنید، نگاهتان را به سمت همه اساتید بچرخانید و ادامه دهید: پس از این که من و  آقای دکتر رشیدی مطمئن شدیم که تحت شرایطی که ما تعریف و کار کرده بودیم، محقق دیگری هم نمی تواند نتیجه مثبت بگیرد، آن را به عنوان نتایج کارمان در پایان نامه گزارش کردیم و اتفاقاً بازخورد بسیاری خوبی هم در فلان کنفرانس داشت …

 

 

احساسی بودن:

 

هدف از احساسی کردن صحبت ها و حرف هایتان، علاقمند و متوجه ساختن اساتید و در نهایت واکنش مثبت آن ها به شما است. برای این کار باید بتوانید ارتباط و پیوندی بین حرف های خود و علاقمندی های آن ها برقرار کنید. برای همین لازم است که از علاقمندی ها و زمینه های پژوهشی آن اساتید، اطلاعات کاملی کسب نمایید. سپس در معرفی خود بتوانید کاری که تاکنون در آن زمینه ها انجام داده اید و یا می توانید پس از این انجام دهید، برجسته کنید. در این زمینه باید این اطمینان را به اساتید منتقل کنید که شما می توانید همان شخص با انگیزه و پرتلاشی باشید که می تواند کمک کار استاد در آن زمینه پژوهشی باشد. برای موفقیت بیشتر در این خصوص حتماً از بیان داستانی و ذکر خاطرات واقعی قبلی استفاده کنید.

 

برای نشان دادن قدرت کارکرد این اصل بد نیست به خاطره ای از استخدام خودم در یک شرکت بزرگ و به نام اشاره کنم. روزی که من پس از دو سال کار، از آن شرکت تسویه می کردم. مدیرمان به من گفت: با اینکه تو غیر بومی بودی و من می دانستم که روزی از اینجا می روی ولی از بین چندین نفر تو را انتخاب کردیم، می دانی علت انتخاب و استخدام تو چه بود؟ با اینکه افراد با سوابق کاری و تحصیلی بهتری هم نسبت به تو در مصاحبه حضور داشتند. او ادامه داد: تو در پایان جلسه ی مصاحبه و در حضور مدیران شرکت، چشم در چشم یکایک ما دوختی و با اعتماد به نفس خوبی گفتی که با اینکه تجربه ای در زمینه ی کاری شرکت نداری ولی قول می دهی که اگر انتخابت کنیم هیچ وقت از انتخابمان پشیمان نخواهیم شد، چون ضعف خود را با پشتکار و تلاش جبران خواهی کرد. این حرف های تو چنان محکم و احساسی بود که همه را مجاب کرد تا از بین بهترین ها، تو را انتخاب کنند.

 

 

ملموس بودن:

 

اطلاعاتی که در جلسه ی مصاحبه ارائه می دهید، باید برای اساتید واضح و ملموس باشد. خیلی طبیعی است که زمینه کاری شما در پایان نامه ممکن است برای تعدادی از اساتید، ناشناخته و غیر قابل لمس و درک باشد. اگر کاری بکنید که با تصویرسازی های بجا، اطلاعات پایان نامه و کارهای پژوهشی خودتان را برای این گروه از اساتید هم قابل لمس و درک بکنید، توانسته اید از اصل ملموس بودن برای ماندگاری خود در ذهن اساتید بیشترین بهره را ببرید. برای مثال اگر می خواهید نتایج کار تحقیقی خود در پایان نامه یا کارهای پژوهشی دیگر را به اطلاع اساتید برسانید، از عبارت ها و اطلاعات مقایسه ای استفاده کنید. اگر بتوانید این اطلاعات مقایسه ای را از کارهای پژوهشی آن اساتید جمع آوری کنید، مطمئن باشید که کارتان معرکه است و شما بی رقیب خواهید بود!

 

یک مثال معروف برای فهم بهتر این نکته، میزان چربی پفک نمکی است. نحوه بیان غیر ملموس آن این است که بگوییم یک پاکت پفک نمکی حاوی مثلاً  ۲۰ گرم چربی است. ۲۰ گرم چربی برای خیلی ها ملموس نیست و نمی تواند میزان خطر ناشی از مصرف پفک نمکی را برجسته و قابل درک نماید ولی اگر این واقعیت را اینگونه بیان کنیم که میزان چربی یک پاکت پفک نمکی از میزان چربی یک ساندویچ بزرگ مک دونالد و یک وعده سیب زمینی سرخ کرده و استیک بیشتر است، توانسته ایم به خوبی با بیان یک عبارت ملموس همه را متوجه خطر کرده باشیم. شما هم می توانید در موضوعات تخصصی رشته تحصیلی خود مواردی از این قبیل را پیدا و برای استفاده در جلسه ی مصاحبه آماده داشته باشید.  

 

 

 

 

+ سایر نکات:

 

در کنار ۵ اصل طلایی ادغام، از نکات زیر هم غافل نباشید:

 

جلب حمایت اساتید قبل از جلسه ی مصاحبه:

 

اگر در همان دانشگاهی که دوره کارشناسی ارشد یا کارشناسی خود را گذرانده اید، دعوت به مصاحبه شده اید، حتماً قبل از جلسه ی مصاحبه، با استاد راهنما و مشاور پایان نامه های دوره کارشناسی ارشد یا کارشناسی خود و سایر اساتید ذی نفوذ در دانشکده گفتگو کنید و نظر مساعد آن ها را نسبت به ادامه ی تحصیل خود در مقطع دکتری جلب نمایید. اگر در دانشگاه دیگری دعوت به مصاحبه شده اید، همین گفتگو را با اساتیدی هم که سابقه آشنایی یا همکاری قبلی با آن ها داشته اید انجام دهید. در صورتی که آشنایی قبلی هم با اساتید ندارید، پس از پرس و جو از ویژگی های اخلاقی و رفتاری آن ها، اگر گفتگو با ایشان ممکن بود، به هیچ وجه این فرصت را از دست ندهید. در اهمیت این نکته همین بس که بدانید حدود ۸۰ درصد ظرفیت دکتری قبل از جلسه ی مصاحبه پر می شود و شاید تکمیل حدود ۲۰ درصد آن به روز مصاحبه می ماند.

 

 

لباس های رسمی و اداری بپوشید: 

 

لباس های رسمی و مطابق با عرف اداری بپوشید. با توجه به زمان مصاحبه دکتری در ماه های گرم سال، نیازی به پوشیدن کت نیست ولی تی شرت و شلوارهای لی طرح دار بر تن نکنید، شلخته نپوشید، آراسته و مرتب باشید، در روز جلسه استحمام کنید، با توجه به شیوع حساسیت های فصلی و سایر حساسیت ها، بهتر است از عطر و ادکلن استفاده نکنید. در بیان اهمیت این نکته بهتر است خاطره کوتاهی از مصاحبه شغلی خود در یکی از کارخانجات بزرگ و به نام صنعت کشورمان را با شما در میان بگذارم: بیش از ده سال قبل که برای مصاحبه شغلی در این کارخانه دعوت شده بودم، ندانسته تی شرتی با رنگ روشن بر تن داشتم، غافل از اینکه مسئول کارگزینی آن شرکت، رییس پایگاه مقاومت بسیج آن کارخانه هم بود و پوشش من به مذاقش خوش نیامده بود و همین موضوع، از دلایل مهم عدم دعوت به کار من در آن کارخانه بود.

ارسال دیدگاه