0
04136674922

۱۰ درسی که از یک میلیاردر آموختم

این مطلب با اندکی تغییر از ماهنامه ی آینده نگر، شماره ی اسفند ماه ۹۷، بازنشر می شود.

 

ناوین جین (Naveen Jain) یک کارآفرین است. او موسس شرکت هایی چون مون اکسپرس، ورلد اینوویشن اینستیتو، آی نوم، تلنتوایس و اینفواسپیس است. حوزه فعالیت وی همیشه تکنولوژی بوده است. حوزه ای که فعالیت در آن را از دهه ۸۰ میلادی، در ۲۴ سالگی و با رفتن به سیلیکون ولی آغاز کرد. ناوین در سال ۱۹۸۹ به مایکروسافت پیوست و یکی از کسانی بود که در آن زمان بر روی توسعه ویندوز ۹۵ کار کرد. او پس از هشت سال کار در مایکروسافت به این نتیجه رسید که دیگر کاری برای انجام ندارد. برای همین از مایکروسافت جدا شد و در سال ۱۹۹۶ شرکت اینفواسپیس را با ۶ کارمند تاسیس کرد. این شرکت محتوا و خدمات مربوط به سرویس های راهنمای تلفن، نقشه و اطلاعات بازار بورس را تهیه می کرد. تاسیس این شرکت، ارزش دارایی های ناوین جین را به ۸ میلیارد دلار رسانید. در سال ۲۰۰۰ با ترکیدن حباب شرکت های حوزه اینترنت، ارزش سهام این شرکت را نیز سقوط کرد و ناوین مجبور شد سهام شرکتش را به مبلغی زیر قیمت بازار بفروشد. اما این پایان کار نبود. او شرکت های بعدی را یکی پس از دیگری دیگری کرد و توانست خودش را در دنیای میلیاردرها نگه دارد. در سال ۲۰۱۰ بود که ناوین جین با تاسیس مون اکسپرس وارد حوزه تولید قطعات برای فضاپیماها شد. او در این سال ها جوایز متعددی در حوزه کارآفرینی و نوآوری را از آن خود کرده است.

 

 

 

 

سیرینیواس رائو، نویسنده و خبرنگار سایت مدیوم آمریکا است. او چندی پیش توانست به گفت و گو با ناوین جین بنشیند و پس از آن بود که آنچه را در جریان این مصاحبه آموخته بود در قالب مطلبی منتشر کرد.

در این مطلب او می نویسد که رسیدن به جایگاه میلیاردری مانند جین امری غریب و ماورای طبیعی نیست و شاید بتوان با دنبال کردن درس های او این موفقیت را تکرار کرد. رائو می نویسد ناوین جین مانند بیل گیتس معتقد بود هیچ جام مقدسی برای نوشیدن شراب موفقیت در کار نیست، اما چند نکته است که آن ها را با من به اشتراک گذاشت.

 

  • وقتی از انتظار برای تایید دیگران دست می کشید، به جای اینکه مدام صبر کنید تا کسی پیدا شود و به شما بگوید مسیری که انتخاب کرده اید درست است، می توانید در مسیری که به آن باور دارید پیش بروید.

 

  • موفقیت به میزان پولی که در بانک دارید بستگی ندارد. موفقیت یعنی باعث بهبود زندگی چند نفر شده اید. موفقیت یعنی ساختن ارزش های شخصی. ارزش شخص شما به این است که چه چیزی خلق می کنید. اگر مالک چیزهای زیادی باشید اما چیزی نیافریده باشید، همچنان سربار جامعه به شمار می روید.

 

 

 

 

  • تعریف شکست بسیار ساده است: تسلیم شدن. ایده ای که کارتان را بر مبنای آن شروع می کنید ممکن است بگیرد یا نگیرد. اما شما تنها در صورتی شکست می خورید که تسلیم شوید. باقی چیزها حکم پله را دارند، پله هایی که می توانند به ایده های متفاوت و یا بزرگ تر از آنچه در سر دارید منتهی شوند.

 

  • اولین گام ساختن یک تیم فوق العاده است. وقتی به دنبال دوست می گردید، در واقع به دنبال کسی هستید که دقیقاً مثل شما باشد. اما وقتی می خواهید یک تیم سرمایه گذاری کارآفرینانه تشکیل دهید کسانی را لازم دارید که شبیه شما نباشند. چون هدف اصلی جذب کردن مهارت های مفید است. اگر شما توانایی تجسم دارید و می دانید هر چیزی باید در کجا قرار گیرد کسی را لازم دارید که این موضوع برایش اهمیتی نداشته باشد. شما مثل کسی هستید که درختان را از سر راه بر می دارد و همکارتان باید بتواند مسئولیت ساختن راه پشت سر شما را بر عهده بگیرد.

 

  • بسیاری از کارآفرینان نه از گرسنگی بلکه به خاطر خفگی می میرند. این ها کسانی هستند که همیشه تلاش می کنند تا به جای تمرکز بر چند کار مشخص، کارهای زیادی را همزمان انجام دهند. شما نمی توانید مدام در خط مقدم های متفاوت بجنگید، باید هر بار یک مبارزه را ببرید. کارهایی را که از بقیه مهم تر هستند انجام دهید و تمرکزتان را روی آن ها بگذارید.

 

  • حل کردن مسئله ی بزرگ آسان تر از حل مسئله ی کوچک است. حل مشکلات بزرگ همان میزان تلاش را لازم دارد اما متمرکز کردن بهترین استعدادها بر روی حل یک موضوع دشوار راحت تر از متمرکز کردن آن ها برای رفع یک مشکل کوچک است. اگر بدانید موضوعی که در پی یافتن راهکاری برای آن هستید قرار است به میلیون ها نفر کمک کند، بنا کردن یک شرکت میلیارد دلاری واقعاً کار آسانی می شود.

 

  • کسانی که وقت زیادی صرف فکر کردن در مورد گذشته یا آینده می کنند یعنی آدم هایی که یا زیادی عقب مانده اند یا زیادی پیش بینی می کنند. این یعنی از دست دادن بینایی، یعنی ندیدن آنچه که درست پیش روی آن ها است. من هیچ وقت به هیچ چیز به چشم شکست نگاه نکرده ام. همه چیز حکم فرصت آموختن را دارد. زندگی کارآفرینان مانند ضربان قلب است، تنها راهی که به شما اطمینان می دهد زنده اید همین بالا و پایین شدن ها است.

 

  • هر مشکلی که می بینید واقعاً یک فرصت برای کارآفرینی است که می تواند برای حل آن یک کسب و کار عالی ایجاد کنید.

 

  • اگر می خواهید در چیزی تحول ایجاد کنید، اگر می خواهید چیزی را ۱۰ برابر یا ۱۰۰ برابر بهتر از آن چیزی کنید که هست، باید اساس و بنیان چیزهایی را که مردم فکر می کنند عادی و طبیعی است به چالش بکشید. متخصصان یک حوزه این توانایی را ندارند. این نوع تفکر برخاسته از کسانی است که از خارج یک صنعت به آن می نگرند و دانش مربوط به سایر حوزه ها و صنایع را با خود به همراه می آورند.

 

  • آنچه را بشر را به پیش می برد، کنجکاوی همراه با خرد است. اگر این قابلیت را از دست بدهید در واقع تبدیل به زامبی می شوید. چه پدر و مادر باشیم، چه معلم، وظیفه ما اینست که بچه ها را به سمت آب هدایت کنیم. وظیفه ما این است که آن ها را تشنه کنیم.

 

 

مطالب مرتبط:

چگونه در شغل خود موفق باشیم؟ ۱۶ اصل کمتر گفته شده برای موفقیت شغلی – قسمت اول

چگونه در شغل خود موفق باشیم؟ ۱۶ اصل کمتر گفته شده برای موفقیت شغلی – قسمت دوم

چگونه در شغل خود موفق باشیم؟ ۱۶ اصل کمتر گفته شده برای موفقیت شغلی – قسمت سوم

با ناتمام گذاشتن یک کار، ذهنتان را درگیر نگه ندارید! – آشنایی با اثر زیگارنیک

۵ عادت طلایی برای موفقیت در سال جدید

اگر تاکنون کتاب “پدر پول دار پدر بی پول” را نخوانده اید، خلاصه آن را در ۸ جمله بدانید

۱۰ درس مدیریتی که از شما کارآفرینی خارق‌العاده می‌سازد

موفقیت در سادگی و تفاوت های کوچک است

 

 

 

ارسال دیدگاه