0
04136674922

مهندسی معکوس چیست و چه اهمیتی دارد؟

اگر سابقه صنعت و چگونگی رشد آن در کشورهای جنوب شرقی آسیا را مورد مطالعه قرار دهیم به این مطلب خواهیم رسید که در کمتر مواردی این کشورها دارای ابداع فناوری بوده اند و تقریباً در تمامی موارد این کشورهای غربی (آمریکا و اروپا) بوده اند که پیشرو هستند. پس چه عاملی باعث رشد شگفت آور فن و صنعت در کشورهای خاور دور گردیده است؟

 

 

 

 

بی تردید یکی از دلایل این موضوع، مهندسی معکوس فناوری های غربی در این کشورها بوده است. در مهندسی معکوس، محققان سعی در به دست آوردن مدارک و نقشه های طراحی محصول می کنند تا طی مراحل نمونه سازی و نیمه صنعتی در صورت لزوم، ساخت و تولید محصول طبق مشخصات و استانداردهای فنی محصول الگو، انجام پذیرد. از این جهت، مهندسی معکوس را مشابه سازی، کپی سازی، نسخه برداری و یا تقلیدی آگاهانه قلمداد کرده اند. در این نوشته از عصر مواد، مقاله ای در خصوص مهندسی معکوس (Reverse Engineering) نوشته استوفلورانس با تهیه از آقای مهندس احسان اله ذوالفقاری تقدیم کاربران محترم می شود.

 

مهندسی معکوس (Reverse Engineering) یکی از روش های دسترسی به دانش فنی است. لازمه اجرای این روش وجود نمونه هایی از محصول است که مبنای کار تحقیقات قرار می گیرد. در این روش برای دستیابی به دانش فنی به برون فکنی اطلاعات فنی از طریق تجزیه محصول متوسل می شویم که اصطلاحاً کشف کردن دانش فنی نامیده می شود. در این فرایند، کارشناسان مربوطه، مشخصات، هدف و شرایط طراحی محصول را در نظر گرفته و سعی در ساخت و تولید محصول طبق استانداردهای ملی و رایج خود دارند و نقاط مجهول و ناشناخته مسئله را نیز با درایت و بررسی های کارشناسی و تحقیقات پوشش می دهند، بدون اینکه از ابتدا درگیر جزئیات فنی و طراحی محصول شده باشند. شاید بتوان از مهندسی معکوس به عنوان کپی برداری آگاهانه از یک محصول نام برد، روشی که عده ای از کشورهای شرق آسیا و اروپا بعد از جنگ جهانی دوم عملاً پیاده کردند و در حال حاضر جزء کشورهای پیشرفته و صنعتی محسوب می شوند. مثلاً ژاپنی ها از جنگ جهانی دوم به بعد، در یک مورد تخصص منحصربه فردی پیدا کردند و آن هم مهندسی معکوس فراورده های آمریکایی بوده است. از نوآوری های خاص آن ها در زمینه روبوتیک یا نانوتکنولوژی که بگذریم سایر محصولات ژاپنی خلق و خویی امریکایی دارند که کمی ژاپونیزه هم شده اند. اگر به طور خاص کشور ژاپن را زیر نظر بگیریم، خواهیم دید که تقریباً تمامی مردم دنیا از نظر کیفیت، محصولات آن ها را تحسین می کنند، ولی به آن ها ایراد هم می گیرند که با کپی برداری از روی محصولات دیگران به این موفقیت دست یافته اند. البته در صورتی که کپی برداری راهی مطمئن برای رسیدن به هدف باشد چه مانعی دارد که این کار انجام شود. این مورد، به خصوص درباره کشورهای در حال توسعه و یا جهان سوم با توجه به شکاف عمیق فناوری بین این کشورها و کشورهای پیشرفته دنیا، امری حیاتی به شمار می رود و این کشورها باید همان شیوه را پیش بگیرند ( البته در قالب مقتضیات زمان و مکان و سایر محدودیت ها).

 

 

 

 

 

 

به عنوان نمونه، قسمتی از تاریخچه صنعت خودرو و آغاز تولید آن در ژاپن را مورد بررسی قرار می دهیم. تولید انبوه خودرو در ژاپن قبل از جنگ جهانی دوم و در سال ۱۹۲۰ به وسیله کارخانه های “ایشی کاواجیما” آغاز شد که مدل ژاپنی فورد آمریکایی را کپی کرده و به شکل انبوه به بازار عرضه نمود. همچنین شورلت ژاپنی AE جزو اولین خودروهای کپی شده آمریکایی توسط ژاپنی ها بود که به تعداد زیاد تولید می شد. با تلاش فراوانی که انجام شد (آن هم در شرایط بحرانی ژاپن در آن دوره)، مهم ترین کارخانه خودروسازی ژاپن یعنی تویوتا در سال ۱۹۳۲ فعالیت خود را با ساخت خودروهایی با موتور کرایسلر آغاز نمود و در سال ۱۹۳۴ نوع دیگری از خودرو را با موتور شورلت ساخته و وارد بازار نمود. از سال ۱۹۳۶، اولین تلاش ها برای ساخت خودرویی تمام ژاپنی آغاز شد. البته تا مدت ها ژاپنی ها مشغول کپی برداری از اتومبیل های آمریکایی و اروپایی بودند، آن ها خودروی پاکارد و بیوک آمریکایی و رولز رویس، مرسدس بنز و فیات اروپایی را نیز تولید کردند که همین تولیدها زمینه ساز گسترش فعالیت خودروسازی ژاپن شد. سرانجام در دهه ۱۹۶۰ پس از سعی و کوشش فراوان اولین اتومبیل تمام ژاپنی که دارای استاندارد جهانی هم بود ساخته و به بازار عرضه شد. در تمامی مطالب فوق رد پای یک شگرد خاص و بسیار مفید به چشم می خورد که مهندسی معکوس نام دارد.

 

 

 

 

مهندسی معکوس روشی آگاهانه برای دستیابی به فناوری حاضر و محصولات موجود است. در این روش متخصصین رشته های مختلف علوم پایه و کاربردی از قبیل مکانیک، متالورژی، فیزیک و اپتیک، مکاترونیک، شیمی پلیمر، الکترونیک و … جهت شناخت کامل نحوه عملکرد یک محصول که الگوی فناوری مذکور می باشد، گروه های تخصصی را ایجاد می کنند و با تجهیزات پیشرفته و دستگاه های دقیق آزمایشگاهی به همراه سازماندهی مناسب تشکیلات تحقیقاتی و توسعه سعی در به دست آوردن مدارک و نقشه های طراحی محصول فوق دارند تا پس از مراحل نمونه سازی (Prototyping) و در صورت لزوم ساخت نیمه صنعتی (Pilot plant) تولید محصول را طبق استاندارد فنی محصول الگو آغاز کنند.  

 

همان گونه که اشاره شد استفاده از روش مهندسی معکوس برای کشورهای در حال توسعه روش بسیار مناسبی جهت دسترسی به فناوری، رشد و توسعه آن می باشد. این کشورها که در موارد بسیاری از فناوری ها در سطح پایینی قرار دارند، در کنار روش ها و سیاست های دریافت دانش فنی، مهندسی معکوس را مناسب ترین روش دسترسی به فناوری تشخیص داده و سعی می کنند با استفاده از روش مهندسی معکوس ، اطلاعات و دانش فنی محصولات موجود، مکانیزم عملکرد و هزاران اطلاعات مهم دیگر را بازیابی کرده و در کنار آن با روش های مهندسی مستقیم (Forward engineering) و روش های ساخت قطعات و استفاده از تجهیزات و تسترهای خط مونتاژ و ساخت مانند قالب ها، گیج و فیکسچرها و دستگاه های کنترل، نسبت به ایجاد کارخانه ای پیشرفته و مجهز جهت تولید محصولات فوق اقدام نمایند.

 

 

 

 

مهندسی معکوس ممکن است در رفع معایب و افزایش قابلیت های محصولات موجود نیز مورد استفاده قرار بگیرد. به عنوان مثال در آمریکا، مهندسی معکوس توسط شرکت جنرال موتور بر روی محصولات کمپانی فورد و نیز بر عکس، جهت حفظ وضعیت رقابتی و رفع نواقص محصولات به کار برده می شود. بسیاری از مدیران کمپانی های آمریکایی، هر روز قبل از مراجعه به کارخانه، بازدیدی از جدیدترین محصولات عرضه شده در فروشگاه ها و نمایشگاه های برگزار شده انجام داده و جدیدترین محصولات را خریداری نموده و به واحد تحقیق و توسعه تحویل می دهند تا نکات فنی مربوط به طراحی و ساخت محصولات مذکور و آخرین تحقیقات، هر چه سریع تر در محصولات شرکت خود نیز مورد توجه قرار گیرد.

 

جالب است بدانید که مهندسی معکوس حتی توسط سازندگان اصلی نیز ممکن است به کار گرفته شود، زیرا به دلایل متعدد، نقشه های مهندسی اولیه با ابعاد واقعی قطعات (مخصوصاً زمانی که قطعات چندین سال پیش طراحی و ساخته و مکرر اصلاح شده است) مطابقت ندارد.

 

مهندسی معکوس با کالا آغاز می شود و به فرایند طراحی می رسد و این دقیقاً مخالف مسیر روش تولید (Product Definition Statement = PDS) است و به همین علت آن را مهندسی معکوس نامیده اند. به وسیله این روش بیشترین اطلاعات ممکن درباره ایده های مختلف طراحی که برای تولید یک کالا استفاده می شود بi دست می آید. بدین وسیله هم می توان کالا را دوباره تولید کرد و هم می توان از ایده های مفید آن برای تولید کالایی جدید بهره برد. مهندسی معکوس روشی آگاهانه برای دستیابی به فناوری حاضر و محصولات موجود است.

 

منبع: نشریه پیام چادرملو

 

 

 

 

 

 

 

 

ارسال دیدگاه